آقای خاتمی از کویر میگوید و از بید مجنون از مظلومیت ! امام میگوید و از دلسوزی مصدق از مردمسالاری دینی میگوید و از دموکراسی لائیک اشکال را در تفسیر و برداشت غلط از قانون اساسی میداند و نه خود قانون اساسی اشکال اصلی تر را در استبدادزدگی تاریخی میداند و قهرمان پروری در آخر هم از قرآن مجید متذکر میشود که " خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهدکرد مگر که آن قوم خودرا دگرگون کند سخنان خاتمی گرچه دلفریب و آراسته است ولی برای عوام فریبی است . خاتمی خوب میداند که دموکراسی لائیک عین دینداری و نمودار وجدان انسانی است و اسلام حکومتی، عین شرک خاتمی میداند که مردمسالاری قیدوبندی نمی پذیرد و نمودار آیه معروف " لا اکراه فی الدین " است و مردمسالاری دینی اصطلاحی فریبکارانه و نمودار فرهنگ آخوندی است که خود را دانای دهر و قیم مردم (جاهل) مینامد خاتمی میداند که بزرگترین اشکال جمهوری اسلامی در قانون اساسی آن نهفته است که ولی فقیه را قدرتی غیر مسئول و مادام العمر نموده و مردم ویرا مستقیما انتخاب نمیکنند بلکه این فقهای خبره هستند که فقیه کل را برمیگزینند این چه منطقی است که مردم فقها را میتوانند تشخیص داده برگزینند ولی ولی فقیه را نمیتوانند مستقیما انتخاب کنند؟آنوقت آقای خاتمی میگوید که اصلاح قانون اساسی خیانت است ! خیانت به کی؟ بمردم یا به ولی فقیه؟ این چه منطقی است که میگوید مردم باید فقها را برای بالاترین مقام کشور انتخاب کنند و باید این اجبار را ادامه دهند؟ این چه منطقی است که فرموده الهی در باره تغییر مردم جهت تغییر وضع اجتماعیشان را می پذیرد ولی دربرابر این تغییر کارشکنی میکند؟ کدام کلام وحی میگوید که دین همانست که حوزه علمیه قم و دست اندرکاران و تربیت شدگان آن تبلیغ میکنند؟ شرم کنید و فرموده های الهی را با برداشتهای نارسای خود اینچنین مورد مضحکه قرار ندهید
|