انتخابات
اسفندماه در تهران نشان داد که همان 15 درصد رای دهندگان موافق ولی فقیه
و دارودسته اش که در انتخابات مجلس ششم به زور و تزویر آقای حداد عادل را
نماینده بیست و هشتم محلس نمود در انتخاب اسفندماه اورا با همان تعداد رای
نفر اول تهران کرد . این آمار نشان میدهد که از بدو جنبش دوم خرداد تا کنون
تغییری در تعداد موافقان ولی فقیه داده نشده وهمچنین اقلیتی 15 درصدی که
سکان حکومت را در دست دارند بر اکثریتی 85 درصدی فرمانروایی می نمایند. ولی
چگونه و چرا ؟؟ با روشن کردن این موضوع شاید بتوان گرهی از کلاف سردرگم
اصلاح طلبی در ایران بازکرد
اقلیت 15 درصدی حاکم با داشتن مرکز فرماندهی(ولی فقیه) و پشتوانه اقتصادی(درآمد
نفت) توانسته است گروه متشکلی را تشکیل دهد و با ظواهر دموکراسی بحکومت استبدادی
خود ادامه دهد . اکثریت 85 درصدی بدون داشتن نماینده یا مدیری کارآگاه و
فداکار تنها گاه و بیگاه بصورت توده وار ابراز وجودی میکند . اکثریت گرچه
توانست با رای بیست ملیونی خود ریاست جمهوری و مجلس ششم را قبضه کند ولی
با انتخاب کردن مجدد آقای خاتمی در حالیکه خود او از عدم توانایی و ناکارآمدی
خود گریه میکرد بزرگترین ضربه را بر موفقیت خود وارد نمود . اگر آقای خاتمی
با رای بیست ملیونی و با مجلسی موافق نتوانست کاری انجام دهد دیگر انتخاب
مجدد وی چه معنایی داشت !؟ بهرحال گذشته ها گذشته باید برای آینده بیدار
باشیم
اینک چه باید کرد؟ تنها راه پیروزی دموکراسی
در ایران سازماندهی نیروهای مردمسالار است . مردمسالاران گرچه بنابر تعریف
نمیتوانند رهبری بی چون و چرای دیگری را بپذیرند و مقلد باشند ولی میتوانند
و باید از خود و همفکران خود گروههایی تشکیل داده با توجه به اصول دموکراسی
مدیری برای گروه خود برای مدت محدودی انتخاب کنند تا اداره امور را بعهده
گیرد . این سازمانها میتوانند بسرعت توسعه یابند و جمعیتهای سازمان یافته
ملیونی بوجود آورند . پایگاه اینترنتی "مردمسالاران" در صدد است پیشگام شده
سازمان الکترونیکی مردمسالاران ایران (ساما)
را بنیان نهد پس از سازماندهی است که میتوان نیروی خلاقه 85% رای
دهندگان را بمنصه ظهوررساند
به امید آنروز ،
|