| هرگاه که سخن از هویت(کیستی) میرود ممکن است شما به هویت کشوری(مانند ایرانی ، آمریکایی ، فرانسوی و ....) ، هویت مذهبی(مسلمان ، مسیحی ، کلیمی ، زردشتی و ...) ویا حتی هویت جهانی( انسان بودن ، همنوع بودن و ...) بیندیشید ولی مهمتر از همه هویت فرد ی است
هویت هر فرد بر چه پایه هایی استوار است ؟ دین ؟ فرهنگ ؟ زبان ؟ آداب و سنن ؟ یا .......؟ . اگر نیک بیندیشیم درمی یابیم که کیستی هرکس بر دو پایه استوار است : فکر و عقیده ، و عواطف و احساسات
(Thinking & Belief)الف - فکر و عقیده
فکر و عقیده هرکس از بدو ایجاد تا بهنگام مرگ با دریافتهایی که از محیط زیست(از فرهنگ ، آداب و سنن ، دین و......) با حواس پنجگانه حاصل میشود شکل میگیرد . فکر و اندیشه ایکه مرتبا تکرار و تأکید شود به عقیده یا باور تبدیل میگردد .
ذهن انسان از طریق سیستم اعصاب مرکزی دریافتهای حواس پنجگانه را در خود نگهداری میکند ولی تنها به بخش کوچکی
از آن آگاهی دارد و بیاد میآورد و بخش بزرگی از آنرا در نهانخانه خود بایگانی مینماید (Conscious part) این آگاهی و بیاد داشتن ، انسانرا قادر میکند که فکر و تصورات خودرا (Sub-conscious & Unconscious part)
بتواندکنترل و انتخاب نماید ، گرچه بسیاری هستند که این قدرت را بکار نمیگیرند وحتی اجازه میدهندکه گاهی ذهن مغشوش و افکار پراکنده و پریشان ، کلیه اعمال حیاتیشان را مختل کند
(Emotions)ب - عواطف و احساسات که وابسته به سیستم "واگو- سمپاتیک" است مانند شادی (ویا فقدان آن=غم) ، آزادی و توانایی (ویا بندگی و ناتوانی) ، امنیت و آرامش (و یا بی امنی و ناآرامی) ، خشنودی و رضایت (ویا کینه و حسادت) ، موفقیت و پیروزی (ویا شکست و سرافکندگی) و ..... نمودار و میزان الحراره ای از سلامت نفس است . هرچه احساسات مثبت بیشتر باشد شخص خوشبخت تر و هرچه احساسات منفی بیشتر باشد شخص تیره روزتر است . کنترل احساسات کار آسانی نیست ولی خوشبختانه چون معمولا افکار منفی باعث ایجاد احساسات منفی هستند کرتکس مغز با کنترل افکار منفی میتواند بطور غیرمستقیم احساسات منفی راهم کنترل کند آفریدگار و پروردگار جهان - خدای مهربان - انسانرا آنچنان آفریده وپرورانده که همیشه در جستجوی خشنودی وخوشبختی است ، گرچه بسیاری ، راه رسیدن بدانرا نمیشناسند و به بیراهه میروند . ما در مقاله ای دیگر راهی عملی را در این باره پیشنهاد خواهیم کرد انشاء الله تعالی |