PreviousHomeNext


سخنان گهربار! اخیر آقای مصباح در باره ولایت مطلقه فقیه



بازهم آقای مصباح درافشانی کرده است و در باره ولایت مطلقه فقیه سخنانی بر زبان آورده است که حتی از یک شاگرد مدرسه ای هم بعید مینماید . به زعم وی حکومت اسلامی با جمهوری و رای جمهور مردم در تباین است و اصولا جمع جمهوریت و اسلامیت شرک است و معتقدان بدان مشرک وکافرند و "حدشان" واجب ! اگر آقای خمینی گفت : "میزان رای مردم است" و برای تصویب قانون اساسی همه پرسی کرد ویا هم اکنون مجلس ، ریاست جمهوری و حتی مجلس خبرگان (که وی عضو منتخب آنست) با رای مردم تشکیل میشود ، بگفته او این چیزی است که در یک برهه زمانی ولی فقیه مصلحت دیده و به انجامش دستور داده ! وگرنه همه اینها را اگر ولی فقیه مخالف باشد باید بکناری گذاشت !! آقای مصباح میگوید ولی فقیه مثلا دستور میدهد که مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و به فلانی رای بدهند . اگر مردم شرکت نکنند با به کاندیدای مورد نظر رای ندهند گناهکارند و حتی اگر فرد دلخواه ولی فقیه ، انتخاب نشود وی میتواند حکم ریاست جمهوری را توشیح نکند ! آقای مصباح متوجه نیست که انتخابات دستوری که انتخاب نیست و چرا برایش اینقدر خرج میکنند؟ جالب تر اینکه وی حکم میکند که هرکس حرفهای پوچ اورا قبول نداشته باشد کافر است
از این آیت الله بسیار دانشمند ! باید پرسید : چگونه است که اگر کسی ولایت مطلقه فقیه را قبول نداشته باشد که در قرآن نه تنها نامی از آن نیست بلکه آیه 59 سوره النساء خلاف آنرا میگوید, کافر است ولی شما که نص صریح قرآن , آیه 159 سوره آل عمران را رد میکنید کافر نیستید ؟. آیه 59 سوره النساء که از طرف هواخواهان ولایت فقیه معمولا با فریبکاری مورد استناد قرار میگیرد درست برعکس معنی میدهد . آنها نیم اول آیه را میخوانند و نیم دوم را فراموش میکنند . اولا "اولی الامر" بفارسی کارگزاران معنی میدهد نه ولی فقیه !؛ ثانیا پس از کلمه اولی الامر لغت منکم آمده که بمعنی از شما (ازخودشما)است نگفته از علمایتان یا فقهایتان ! و اگر توجه کنیم از "اولی الامر منکم" چیزی شبیه همان رئیس جمهور منتخب مردم افاده میشود ؛ ثالثا در قسمت آخر آیه (که آقایان بعمد جا می اندازند) صریحا گفته شده که اگر در چیزی اختلاف و نزاع پیش آمد آنرا بخدا(قرآن) و پیامبر(سنت) برگردانید . اینهم دلیل دیگری است بر اینکه اولی الامر جایزالخطااست واطاعت مطلق از او پذیرفته نیست .
آقای مصباح شما که آفتاب عمرتان لب بام است ، دریغ است که اینچنین در باره برداشتهای خود از دین غلو کنید و خودرا مکلف بگفتن مطالبی کنید که اصلا درحیطه استطاعت روحی شما نیست . بگفته آقای سروش شما نه فقیهید و نه فیلسوف و من اضافه میکنم نه عالم بلکه شما عاشق خود و افکارمتحجر خود هستید و ظن من آنست که این گفته ها و کارها برای آنست که چشم به مقام ولایت مطلقه فقیه در آینده ای نزدیک دوخته اید و برای آن برنامه ریزی میکنید . شما فرد قدرت طلبی هستید، باور ندارید نگاهی به گفته هایتان در باره سفرآمریکای لاتین بیندازید . شما حتی سیره نیکوی مهمان نوازی معاون دانشگاه آنجا را بحساب "مهم بودن خود" گذاشته اید و یا کشیشی را که بشما محبت نموده است مورد اهانت قرار داده اید که اگر بقم میآمد محلی از اعراب نداشت ! آقای مصباح خود را بشکنید و تنها خدا را پرستش کنید که خدا هرگناهی را که بخواهد میبخشد بجز شرک باو . این شرک بخدااست که خود یا دیگری را نماینده خدا بنامید و برداشتهای سخیف خودرا بعنوان تفسیر نزولات آسمانی بخورد گروهی ضعیف النفس و ناآگاه دهید

پروردگارا همه مارا براه مستقیم هدایت فرما





دکتر ج حسین اخوان
(January 18, 2006)چهارشنبه28 دیماه 1384


PreviousHomeNext