|
بحث و گفت و شنود در باره فراخوان رفراندم چه در درون کشور و چه در برونمرز ، در چهار هفته گذشته بازار گرمی داشته است بویژه در درون کشور که با وجود کوششهای دولت برای اختفا و پنهان نگهداشتن موضوع رفراندم از نظر مردم ، افراد صاحبنظری چون آقایان حجاریان ، دکتر خاتمی و جلائی پور از حزب مشارکت با اظهار نظرهای عجولانه و بیمایه خود موضوع رفراندم را برسر زبانها انداخته اند . جالب اینجااست که اصلاح طلبان دولتی که با فراخوان رفراندم موجودیت سیاسی خودرا در خطر دیده اند پیش و بیش از همه با منفی بافی های خود به انتشار فراخوان کمک نموده اند ! و اقتدارگران که از زیر فشار قرارگرفتن اصلاح طلبان بهنگام انتخابات ریاست جمهوری شادمان گردیده اند مهر سکوت برلب زده از خود واکنشی نسبت به اعلام فراخوان نشان نداده اند
اینک بهترین زمان برای تشکیل سریع شورای مرکزی و کمیته های استان ، شهرستان و روستای فراخوان از میان حمایت کنندگان درونمرزی است تا ایده رفراندم را بمیان مردم برده پیش از انتخابات ریاست جمهوری سازماندهی کافی را بدهند . بدیهی است که پیشنهاد رفراندم و انجام آن تنها با حمایت توده مردم کشورمیسر است . حمایت کنندگان برونمرزی تأثیری بیش از 5-10% ندارند ولذا در شورای مرکزی هم نباید بیشتر از 5-10% اعضا از برونمرزیها باشد
قدم دیگری که باید برداشته شود ایجاد "شورای نویسندگان" سایت فراخوان است
. این سابت که با جود و کرم فراوان نظریات مخالفین فراخوان را منعکس مینماید
وظیفه دارد سوء تفاهمات و اشتباهات آنها را برای همگان روشن کند . اکثریت
مخالفان ، با اصل رفراندم مخالف نیستند بلکه زمان حال را برای فراخوان
مناسب نمیدانند ویا از چگونگی انجام آن در هول و هراسند . برخی از عدم اعلام
حمایت و امضای پیشگامانی چون آقای عباس امیر انتظام در شگفتندو بظاهر هم
حق دارند . ولی ممکن است که ایشان آشگارا حمایت نکرده اند و امضایشان محفوظ
مانده . برخی زمان "حال" را برای فراخوان مناسب نمی بینند ولی زمانی بجز
"حال" وجود ندارد و بدین بهانه نمیتوان کار امروز را بفردا انداخت که این
عین "بیحالی" و تنبلی است . برخی که از چگونگی پیشرفت امر در هراسند ویا
ببهانه هایی چون موافقت این گروه یا آن گروه با فراخوان ، خودرا کنار میکشند بجای منفی بافی
چرا خود و موافقان خودرا سازماندهی
نمیکنند و برای انجام رفراندم و انتخابات مجلس مؤسسان آینده دست بکار نمیشوند؟
آنها که میگویند چرا از کارهای کوچکتری چون آزادی زندانیان سیاسی ، عدم شکنجه
رندانیان ، انتخابات آزاد و ....شروع نمیکنید خود و دیگران را گول میزنند
وگرنه روشن است که در پس همه این بیدادگریها استبداد ولایت مطلقه فقیه ایستاده
است و مبارزه با هریک از آنها مبارزه با ولایت فقیه است و کوچک و بزرگ ندارد
. برخی از آنها حتی بیعرضگی خودرا بدیگران تسری میدهند که اگر راست میگویید
یکی از آن "کوچکها" را اول مداوا کنید بعد بروید سراغ رفراندم ! ج
در پایان بار دیگر یادآور میشود که
گام نخستین برداشته شده
و گامهای بعدی را با همیاری و همکاری همه هواخواهان مردمسالاری و دموکراسی باید برداشت . مردمسالاری و دموکراسی بدون شرکت فعال و همراهی و همیاری اکثریت مردم معنایی ندارد
|